آموزش عبارات رایج زبان آلمانی عامیانه

در این بخش به آموزش اصطلاحات و آموزش عبارات رایج زبان آلمانی عامیانه می پردازیم.

آموزش زبان آلمانی در ایران کمبریج بیش از 12 سال است که با بهترین اساتید و کادر بسیار مجرب این مرکز در حال ارایه میباشد.این دوره ها با نمرکز و تاکید بر مهارت مکالمه آلمانی پیشرفت مینماید و میتواند در کوتاهترین بازه زمانی ممکن شما را به سطوح پبشرفته برساند.

 

  1. عبارت Auf dicke Hose machen
  • به معنای واقعی کلمه، این عبارت به این معنی است:

“طوری رفتار کنید که انگار شلوار چربی دارید.”

  • این برای توصیف کسی استفاده می شود که لاف می زند ، لاف می زند یا به طور کلی تظاهر می کند که از آنچه که هست واقعاً بهتر است ، خصوصاً در مورد داشتن پول یا دارایی.
  • این عبارت از کجا آمده است؟
  • آیا در بین مردم آلمان مسابقه ای برای داشتن بزرگترین شلوار وجود دارد؟
  • نه ، اگرچه در میان علاقه مندان هیپ هاپ گاهی اوقات به نظر می رسد.
  • “شلوار چاق =fat pants ” به برآمدگی جیب شخصی که کیف پر از پول دارد اشاره می کند.
  • بنابراین، عبارت “Auf dicke Hose machen”  برای توصیف کسانی است که لاف میزنند یا اغراق میکنند یا به طور کلی تظاهر می کنند،
  • بهتراز آن چیزی است که واقعا وجود دارد،
  • به خصوص وقتی بحث پول و ثروت می باشد.
  • شایان ذکر است که “auf dicke Hose machen” غالباً در ترکیب با مفعول در عبارت “einen auf dicke Hose machen” استفاده می شود (به نمونه های زیر مراجعه کنید).

آموزش عبارات رایج زبان آلمانی عامیانه

با این حال ، در غیر این صورت نیز استفاده از آن به همان خوبی است.

البته شایان بذکر است ، آموزش مکالمه زبان آلمانی بصورت تضمینی و با کیفیتی بسیار بالا در مجموعه زبان ایران کمبریج با عملکردی درخشان در حال اجرا است که میتواند کمک بسزایی برای رساندن شما به مکالمه بی نقص زبان آلمانی داشته باشد.

مثال ها:

Mach mal nicht so einen auf dicke Hose. (اینقدر فخر فروشی نکن!)

Paul macht auf dicke Hose und gibt eine Lokalrunde. (پاول طوری پول خرج می کند که انگار می تواند برای كل بار نوشیدنی بخرد.)

 

  1. عبارت Gebongt sein

  • در زبان آلمانی یک بون (تلفظ “بونگ”) همان رسید خریدی است که انجام می دهید.
  • بنابراین، در اصطلاح رایج، فعل   bongen  به زنگ زدن چیزی برای ثبت نام اشاره دارد (به طور تحت اللفظی یعنی ، چیزی را بر روی  Bon قرار دادن، در نتیجه معامله را کامل می سازد.
  • اگر چیزی gebongt باشد، به معنای رزرو شده، قطعی شده یا توافق شده است.
  • تقریبا در همه موارد، این عبارت در قالب Ist gebongt استفاده می شود که نشان دهنده ی یک موضوع حل شده یا توافق شده می باشد.

مثال ها:

Treffen wir uns morgen um drei? — Ok, ist gebongt. (می تونم فردا ساعت سه ببینمت؟ بله خوبه (موافقم)

Pass auf, dass Du den Alarm anstellst, bevor Du gehst. — Gut, ist gebongt. (اطمینان حاصل نمایید که زنگ خطر را قبل از خروج بزنید- حتما این کار را می کنم.)

  1. عبارت Was geht ab? آموزش عبارات رایج زبان آلمانی عامیانه

  • ” ؟ was geht ab” معادل آلمانی “چه خبر؟ یا” اوضاع چطوره؟” می باشد.
  • که برای احوالپرسی شخصی دیگر در موقعیت های بسیارغیررسمی مورد استفاده قرار می گیرد.
  • اگر شما یک نوجوان هستید، ممکن است حتی کوتاهتر بصورت ” ؟ Was geht”بگویید،
  • اما اگرحدودسی ساله هستید از آن ا استفاده نکنید. در صورت احوالپرسی طبق حالت قبلی،
  • پاسخ های رایج بصورت “nicht viel”  (بد نیستم)، یا  “alles gut” (همه چی خوبه) یا  “einiges” (خیلی خوبم) می باشد.
  • به خاطر داشته باشید که این عبارت بسیار رایج است.
  • اگر نمی توانید “what’s up” را به زبان انگلیسی بیان کنید، باید قید معادل آلمانی را هم بزنید.
  • این عبارت همچنین می تواند با سایر احوالپرسی ها نیز بیاید. (عبارت شماره 5، Na? را ببینید.)

مثال ها:

Was geht ab? — Nicht viel. (چه خبر؟ خبری نیست)

Was geht ab? — Viel. Bei mir ist derzeit einiges los. (چه خبرا؟ – خیلی زیاد. فعلا فقط بامن بیا)

  1. عبارت Nicht alle Tassen im Schrank haben

  • من می توانم سردرگمی را در چهره شما وقتی که به آلمان سفر می کنید راتصور کنم،
  • فرد بومی به شما زنگ زده و از شما پرسیده است که آیا شما همه فنجان های خود را درقفسه گذاشته اید.
  • آیا این شخص فقط یک فرد بی دست و پا بود که بطور غیرمعمول تلاش می کند تا با شما مکالمه کند؟
  • متاسفانه خیر.
  • درعوض، او شخصی است که شک اش را در مورد توانایی های ذهنی شما بیان نموده است.
  • این یک روش زیبای آلمانی است که می پرسد آیا شما عقل خود را ازدست داده اید.
  • به همین دلیل گم شدن ظروف و یا توپ های شیشه ای رنگارنگ نشانه ضعف حواس شماست، برای من که جالب بود.

مثال ها:

Tausend Euro für ein T-Shirt? Hast Du nicht mehr alle Tassen im Schrank? (هزاردلار برای یک تیشرت؟ مگه عقلتو را از دست دادی؟)

Er sagt, dass ich schuld bin? Der hat doch nicht alle Tassen im Schrank! (می گوید تقصیر من است؟ من فکر می کنم اوعقل درستی ندارد)

 

  1. آموزش عبارات رایج زبان آلمانی عامیانه ” عبارت Na? “

  •  “Na” ممکن است کوتاه ترین راه برای احوال پرسی از فردی در هر زبانی باشد.
  • این یک راه برای گفتن همزمان “سلام” و “حال شما چطوره؟” می باشد.
  • بسیاری از خارجی های سردرگم، پس ازآشنایی با این احوالپرسی تک بخشی معنادار، لحظه ای خود را در حد یک سخنران آلمانی می بینند.
  • برای بیان واضح تر منظورتون بگویید، “Na؟” که همچنین می تواند با سایر شکل های احوالپرسی، مانند موارد ذیل ترکیب شود:

“Na، allus gut؟”، “Na، wie gehts؟”

، یا موردی که قبلا ذکر شده:

“Na, was geht ab?”

با این حال، بهترین مورد، این است که “Na” بگویید.همچنین به کمک خودش پاسخ احوالپرسی را بدهید.

“Na? – Naaa?”

  • که یک مکالمه کامل است که در آن هر دو طرف سلام کردند و پرسیدند که چکار میکنی؟.
  • یک لحن خاصی برای آن وجود دارد، بنابراین بهتراست از یک بومی بخواهید که شیوه ی درست بیان آن را به شما بیاموزد

مثال ها:

Na, alles klar? — Ja und bei Dir? ((سلام، حالت خوبه؟ بله، شما چی؟

Na, Du? — Naaa? (سلام، چطوری؟ – هی خوبم، شما چی؟)

 

  1. عبارت Bock haben

  • ” Bock haben به معنای “حال و حوصله ی چیزی را داشتن” یا “دل و دماغ کاری” را داشتن است.
  • در حالت منفی بدان معنی است که شما برای انجام فعالیت خاصی بی میل هستید.
  • این همان “Lust haben” (شهوت برای چیزی) است وتنها در یک فرم عامیانه تر است.
  • آن چیزی که در مورد این عبارت گیج کننده است، این نکته می باشد که “Lust haben” در واقع کلمه آلمانی برای بز نر است.
  • شوخی نمیکنم.
  • اما پیش از آنکه باخودتان بگویید آلمانی ها اشتباه میکنند واستعاره های آنها اشتباه است،
  • اجازه دهید اشاره کنم که احتمالا از کلمه رومی “bokh” بدست می آید که به معنای گرسنگی است.
  • به نظر می رسد که با گذر زمان نه تنها املا بلکه معنای آن به زبان آلمانی وارد شد،
  • که استعاره از هر نوع گرسنگی – نه فقط غذا- می باشد.
  • امروزه واژه “bokh” یک روش رایج برای ابراز تمایل یا عدم تمایل شما برای انجام کاری است.
  • این احتمال نیز کاملا وجود دارد که “null Bock” اشاره به زمانی دارد که شور و شوق شما خیلی پایین و درحد صفر می باشد.
  • بعضی افراد حتی “Böcke” را به معنای شدت بیشتراز Bock می دانند اما خیلی معمول نیست.

مثال ها:

Wir gehen heute Abend ins Kino. Hast Du auch Bock? (ما امشب به دیدن فیلم می رویم. می خواهی بیای؟)

Da habe ich überhaupt keinen Bock drauf. نه اصلا نمی خواهم).)

آموزش عبارات رایج زبان آلمانی عامیانه

آموزش عبارات رایج زبان آلمانی عامیانه

 

  1. عبارت Die Nase voll haben

  • این عبارت به لحاظ تحت اللفظی به معنای “داشتن بینی پر” است.
  • با این حال، این عبارت برای توصیف یک فرد سرماخورده و یا فردی با عادت مصرف دارویی گران قیمت نیست.
  • در مقابل، در زبان آلمانی اگر شما بینی خود راپر کنید، به این معنی است که شما از چیزی خسته شده اید یا بیمار هستید.
  • ریشه ی آن احتمالا در عادت جنایتکاران در زمان های قدیم می باشد که پس از تحویل به زندان،
  • گاهی اوقات چندین ضربه به بینی (بینی پر از مشت) از سمت نگهبانان دریافت می کردند.
  • این وضعیتی است که احتمالا اکثرافراد را خیلی سریع خسته می کند. اگر می خواهید بر شدت نارضایتی تان تأکید کنید،
  • ممکن است حتی با بینی پرصحبت کنید.


“Die Nase bis oblenin voll haben”

  • بیان می کند که شما کاملا از این وضعیت خسته شده اید.
  • و در نهایت، شما ممکن است” “die Nase را به دلیل ادب کمتر با die Schnauze” جایگزین کنید.

  مثال ها:

Ich habe die Nase voll von der lauten Musik. (من از موسیقی با صدای بلند بیزارم)

Ich habe sowas von die Nase voll! (من خیلی خسته ام!)

 

  1. عبارت Chillen

  • فعل آلمانی “chillen” از زبان انگلیسی به “to chill” مشتق شده است.
  • و معنای همتای انگلیسی خود را به اشتراک می گذارد: “آرام شدن” ،” استراحت”، و به طورکلی “آسان گرفتن”.
  • با این حال بدانید که “chillen” با معنای خنک سازی یا ” سرما دادن به کسی” استفاده نمی شود.
  • این کلمه همچنین دارای فرم صفت، “chillig” است که عمدتا برای توصیف یک فضای باز و یا آرامش بخش محیطی که شما با آن مواجه می شوید، در حالی که شب آرامی دارید .
  • جالب توجه است، در زبان آلمانی شما اغلب باید آن را به عنوان تاب خوردن بدانید.
  • پس یک معنا دارد.
  • “Eine Runde chillen”  بخش مهمی از فعالیت های آخر هفته برای بسیاری از آلمانی های جوان است.
  • اما نگران نباشید، هنگامی که اولین دور انجام می شود، معمولا می توانید یک دور دیگر را بزنید.

مثال ها:

Wir wollen an den See fahren, eine Runde chillen. (ما می خواهیم به دریاچه برویم و کمی تاب بخوریم)

Nach der Arbeit muss ich erstmal chillen. (بعد از کار من باید اول استراحت کنم.)

Wir sind beide müde, deswegen machen wir uns eher einen chilligen Abend. (ما هر دو خسته هستیم، بنابراین امشب استراحت خواهیم داشت.)

 

  1. عبارت Einen dicken Hals haben / bekommen

  • آیا تا به حال آن قدر عصبانی شده اید که احساس تنگ شدن عضلات گردن و رگ های خونی را داشته باشید؟
  • زیرا این دقیقا مفهوم توصیف کننده ی این عبارت است. این یک بیان خشم، عصبانیت و ناراحتی عمومی است.
  • این که آیا کسی در حال حاضر یا در معرض تورم گردن است، بهتر می تواند به خودش کمک کند.
  • شما حتی می توانید از گردن خود کمک بگیرید
  • و به جای آن می گوید “Ich bekomme so einen Hals” در حالی که پیامدهای بعدیش را با دست باز خود نشان می دهید.
  • همچنین می توانید به طور کامل توضیحات بیشتر را حذف کنید و از “Einen Hals auf jemanden haben” استفاده کنید.

مثال ها:

Ich krieg’ hier gleich ‘nen dicken Hals! (یک لحظه ریختم بهم!)

Ich bekomme so einen Hals, wenn ich das höre! (وقتی که من این موارد را می شنوم خیلی عصبانی میشوم!)

Mann, hab’ ich einen Hals auf den wegen letzter Woche. (پسر، من ازش بخاطر اون هفته عصبانی هستم!)

  1. آموزش عبارات رایج زبان آلمانی عامیانه ” عبارت Aus der Reihe tanzen “

  • عبارت آخر از سری عبارات آموزش عبارات رایج زبان آلمانی عامیانه “برای توصیف کسی است که مجزا از دیگران می ایستد و یا با دیگران متفاوت است.”
  • به طور تحت اللفظی به معنای رقصیدن خارج از خط است Aus der Reihe tanzen می تواند در هر دو حالت منفی و مثبت استفاده شود
  • که می تواند توصیف کننده ی یک فرد مشکل ساز یا کسی باشد که به سادگی کار خود را انجام دهد.
  • درست مثل زندگی واقعی، یک حدی بین این دو خط خوب است.
  • ریشه ی این گفته، مشخص نیست.
  • گرچه آلمانی ها تمایل به نظم دارند، اما آنها در واقع در باشگاه رقص در یک صف نیستند – مهم نیست که دیگران چه ادعا کنند.

مثال ها:

Sie muss immer aus der Reihen tanzen! (او همیشه باید خارج از صف باشد!)

Er tanzt gerne etwas aus der Reihe. (او دوست دارد کارهایش راکمی متفاوت از بقیه انجام دهد.)

Und das mir keiner aus der Reihe tanzt! (بهتر است هیچ کس ازصف خارج نشود!)

و یک نکته دیگر برای یادگیری زبان عامیانه آلمانی

  • کلید یادگیری زبان عامیانه آلمانی به طور موثر چیست؟
  • استفاده از مطالب و ابزارهای مناسب می باشد.
  • شما نمی خواهید آن را از کتاب درسی خود یاد بگیرید.
  • شما می خواهید آن را از ویدیوهای دنیای واقعی مانند ویدیو های موسیقی ، تبلیغات تجاری ، اخبار و گفتگوهای الهام بخش یاد بگیرید.

در صورت تمایل به دانلود منابع آموزش زبان آلمانی می توانید به کتابخانه آلمانی ایران کمبریج مراجعه نمایید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.