اصطلاحات در زبان آلمانی | یادگیری اصطلاح های آلمانی |

اصطلاحات در زبان آلمانی :

شما به احتمال زیاد این عبارت را شنیده‌اید که اگر می خواهی آلمانی یادبگیری باید مثل یک آلمانی فکرکنی.

  • به عبارت دیگر این عبارت به این معنی است که شما نیاز دارید تا عبارات را فرای معنی ظاهری آن‌ها فرا بگیرید.
  • برای مثال در انگلیسی عبارت “I’m running out of gas” به معنی به اتمام رسیدن بنزین استفاده می‌شود
  • که در ظاهر به معنی فرار کردن از جایی است.

اصطلاحات در زبان آلمانی

  • این عبارات اصطلاحاتی هستند که به صورت روزمره مورد استفاده قرار می گیرند
  • و در زبان آلمانی نیز تعداد زیادی از این اصطلاحات وجود دارد که معنای مجازی دارند.

در دوره های آموزش فوق فشرده زبان آلمانی ، در ایران کمبریج شما کاملا مسلط به این اصطلاح ها خواهید بود.

اصطلاحات در زبان آلمانی

  • این اصطلاحات، پیش زمینه فرهنگی و اجتماعی یک کشور را آشکار می‌کند.
  • یک اصطلاح در انگلیسی ممکن است با یک اصطلاح در آلمانی معادل باشد
  • اما ظاهر آن‌ها با یکدیگر فرق داشته باشد
  • برای مثال اصطلاح “Piece of cake” در انگلیسی به معنی کاری است که :
  • با لذت انجام می‌شود که در آلمانی از اصطلاح ” Das schaffe ich mit links” به معنی ” من می‌توانم آن کار را تنها با دست چپم انجام دهم” استفاده می‌شود.
  • بنابراین یادگیری اصطلاحات می تواند شما را در بیان افکارتان کمک کند.

 

اصطلاحات در زبان آلمانی

اصطلاحات در زبان آلمانی

 

آموزش آنلاین زبان در حال حاضر یکی از آپشن های بسیار مناسبی است که در بازه زمانی بسیار کوتاه با فرمتی بسیار جذاب میتواند شما را به سطوح پیشرفته زبان برساند.

در اینجا تعدادی از اصطلاحاهها و معنی آنها وجود دارد :

 

  1. Da steppt der Bär (Literally: The bear dances there) – مهمانی خوبی خواهد شد
  2. Tomaten auf den Augen haben (Literally: to have tomatoes on one’s eyes) – از آنچه پیرامون شما می گذرد ناآگاه باشید
  3. Himmel und Hölle in Bewegung setzen (Literally: Put heaven and hell in motion) – حرکت آسمان و زمین
  4. Eine Extrawurst verlangen (Literally: to ask for an extra sausage) – درخواست ویژه ای از کسی کردن
  5. Da kannst du Gift drauf nehmen (Literally: You can take poison on that) – شما می‌توانید روی آن شرط ببندید
  6. den Nagel auf den Kopf treffen (Literally: to hit the nail on the head) – به درستی آن کار را انجام دادید
  7. seinen Senf dazugeben (Literally: to add their mustard) – دو سنت در آن قرار دادن
  8. klar wie Kloßbrühe (Literally: clear as soup) – تمیز مثل کریستال
  9. Schwein haben (Literally: to have a pig) – موفق بودن

اصطلاحات در زبان آلمانی

مجموعه زبان ایران کمبریج با استفاده از بروزترین متد آموزش زبان آلمانی در حال ارایه دوره های تخصصی زبان آلمانی میباشد. این دوره ها با تاکید بر آموزش مکالمه زبان آلمانی و با هدف نهایی کسب آمادگی آزمون Testdaf این دوره ها را بصورت کاملا فوق فشرده ارایه و برگزار مینماید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *